ترجمه "taper" به فارسی

شمع, مخروطی, افروزه بهترین ترجمه های "taper" به فارسی هستند.

taper verb noun دستور زبان

A slender wax candle; a small lighted wax candle; hence, a small light. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شمع

    noun

    for even when Mr. Casaubon was carrying his taper among the tombs of the past

    چه حتی هنگامی که آقای کازوبن شمع به دست از میان گورهای گذشتگان میگذشت،

  • مخروطی

    touched at each tri pointed lightning rod end with three tapering white flames

    انتهای سه شاخه هر میله برق گیری با سه شعله سفید مخروطی شکل تم ای مییافت

  • افروزه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • افروزگر
    • سوزنسری
    • سوسو
    • فروزانه
    • مشعلچه
    • نورکم
    • هرمی
    • چشمک
    • تیزی
    • (وسیله ی روشن کردن شمع و چراغ) فتیله ی مومی
    • (کاهش تدریجی در ضخامت یا پهنا) تیز شدگی
    • (کاهش تدریجی در فعالیت یا نیرو و غیره) کماست
    • (کم کم) باریک کردن یا شدن
    • (کم کم) کاهش یافتن
    • باریک شدن
    • باریک شونده
    • سوزنسر کردن یا شدن
    • شمع (به ویژه شمع باریک)
    • نوک تیز کردن یاشدن
    • کم شدن
    • کم کاهی
    • کوره نور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "taper" با ترجمه به فارسی

  • باریک کننده · حامل شمع در مراسم مذهبی
  • شمع مومی
  • مخروطي
اضافه کردن

ترجمه های "taper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه