ترجمه "tapering" به فارسی
مخروطي ترجمه "tapering" به فارسی است.
tapering
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of taper. [..]
-
مخروطي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tapering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tapering" با ترجمه به فارسی
-
(وسیله ی روشن کردن شمع و چراغ) فتیله ی مومی · (کاهش تدریجی در ضخامت یا پهنا) تیز شدگی · (کاهش تدریجی در فعالیت یا نیرو و غیره) کماست · (کم کم) باریک کردن یا شدن · (کم کم) کاهش یافتن · افروزه · افروزگر · باریک شدن · باریک شونده · تیزی · سوزنسر کردن یا شدن · سوزنسری · سوسو · شمع · شمع (به ویژه شمع باریک) · فروزانه · مخروطی · مشعلچه · نورکم · نوک تیز کردن یاشدن · هرمی · چشمک · کم شدن · کم کاهی · کوره نور
-
باریک کننده · حامل شمع در مراسم مذهبی
-
شمع مومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن