ترجمه "tariff" به فارسی

تعرفه, گمرکی, گمرک بهترین ترجمه های "tariff" به فارسی هستند.

tariff verb noun دستور زبان

a system of government-imposed duties levied on imported or exported goods; a list of such duties, or the duties themselves [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعرفه

    noun

    price paid or charged for a service

    I don't know much about the tariff and things of that kind

    من از تعرفه و این جور چیزها زیاد سر در نمیآورم

  • گمرکی

  • گمرک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بلیط
    • ماموریت
    • خدمت
    • کار
    • (از روی جدول یا فهرست) قیمت گذاری کردن
    • (از ریشه ی عربی)
    • (عامیانه) صورتحساب
    • (واردات و صادرات) مالیات بستن
    • تعرفه ی گمرکی
    • جدول تعرفه های گمرکی
    • جدول تعرفه ی گمرکی درست کردن
    • فهرست قیمت ها
    • فهرست نرخ ها
    • مالیات (بر صادرات و واردات)
    • کرایه ی مسافرت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tariff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tariff
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعرفه

    I don't know much about the tariff and things of that kind

    من از تعرفه و این جور چیزها زیاد سر در نمیآورم

  • تعرفه گمرکی

عباراتی شبیه به "tariff" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tariff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه