ترجمه "tarmac" به فارسی
آسفالت, (انگلیس) باند فرودگاه, (نام بازرگانی نوعی اسفالت که از قیر زغال سنگ می سازند) تارمک بهترین ترجمه های "tarmac" به فارسی هستند.
tarmac
verb
noun
دستور زبان
(UK, Canada) The bituminous surface of a road. [..]
-
آسفالت
A mixture containing tar, used to make roads, pavements etc.
They walked across the tarmac and into the office.
از روی آسفالت رد شدندو به دفتر رسیدند.
-
(انگلیس) باند فرودگاه
-
(نام بازرگانی نوعی اسفالت که از قیر زغال سنگ می سازند) تارمک
-
ترجمه های کمتر
- جاده ی آسفالته
- سنگ فرش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tarmac " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن