ترجمه "tarnish" به فارسی
لکه, ماتی, کدورت بهترین ترجمه های "tarnish" به فارسی هستند.
tarnish
verb
noun
دستور زبان
Oxidation or discoloration, especially of a decorative metal exposed to air. [..]
-
لکه
noun -
ماتی
-
کدورت
-
ترجمه های کمتر
- ننگ
- عیب
- (خاطره یا شهرت و غیره) لکه دار کردن یا شدن
- (سطح فلز - در اثر مجاورت با هوا و غیره) کدر کردن یا شدن
- از جلا افتادن
- خدشه دار کردن
- سیاه شدن
- سیاه شدگی
- مکدر شدن یا کردن
- کدر شدگی
- کدر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tarnish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tarnish" با ترجمه به فارسی
-
کدر کردنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن