ترجمه "tatter" به فارسی

پاره, مندرس, کهنه بهترین ترجمه های "tatter" به فارسی هستند.

tatter verb noun دستور زبان

A shred of torn cloth; an individual item of torn and ragged clothing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاره

    noun

    My pile of tattered paperbacks on the side table.

    کتابهای من، با جلدهای کاغذی پاره پاره، روی یک میز کوچک انباشته شده بودند.

  • مندرس

    the young man's face, his tattered coat and trodden down boots.

    در چهره این جوان مشاهده میکرد و از شنل پاره و کفشهای کهنه و مندرس او چشم برنمیداشت.

  • کهنه

    noun

    there in tatters with their feet kept from the ice only by a dishclout bound about them.

    برخی دیگر ژنده پوش که کهنه پارههای آشپزخانه را برای محافظت از سرما به پاهایشان بسته بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • ژندگی
    • ذره
    • (جمع - جامه) ژنده
    • (لباس) پارگی
    • (کاشانی)وشگوا
    • بخش پاره شده و آویخته ی جامه
    • تکه پارچه
    • رشته رشته
    • لباس پاره پاره
    • مندرس شدگی
    • مندرس کردن یا شدن
    • پاره پوره
    • پاره پوره کردن یا شدن
    • ژنده کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tatter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tatter" با ترجمه به فارسی

  • (کاشانی) وشگوا · خنزر پنزری · دارای جامه ی مندرس · مندرس · پاره پوره · ژنده · ژنده پوش
  • پاره · ژنده · کهنه
اضافه کردن

ترجمه های "tatter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه