ترجمه "tattered" به فارسی
(کاشانی) وشگوا, خنزر پنزری, دارای جامه ی مندرس بهترین ترجمه های "tattered" به فارسی هستند.
tattered
adjective
verb
دستور زبان
rent in tatters, torn, hanging in rags; ragged [..]
-
(کاشانی) وشگوا
-
خنزر پنزری
-
دارای جامه ی مندرس
-
ترجمه های کمتر
- مندرس
- پاره پوره
- ژنده
- ژنده پوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tattered " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tattered" با ترجمه به فارسی
-
(جمع - جامه) ژنده · (لباس) پارگی · (کاشانی)وشگوا · بخش پاره شده و آویخته ی جامه · تکه پارچه · ذره · رشته رشته · لباس پاره پاره · مندرس · مندرس شدگی · مندرس کردن یا شدن · پاره · پاره پوره · پاره پوره کردن یا شدن · ژنده کردن یا شدن · ژندگی · کهنه
-
پاره · ژنده · کهنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن