ترجمه "tatty" به فارسی

مندرس, ژنده, درخشانی بهترین ترجمه های "tatty" به فارسی هستند.

tatty adjective noun دستور زبان

(Northern England, Geordie, slang) potato [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مندرس

  • ژنده

    adjective
  • درخشانی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مبتذل
    • مشهور
    • (کاشانی) وشگوا
    • زرق وبرقی
    • موش وار
    • پاره پوره
    • پیش پا افتاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tatty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tatty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه