ترجمه "taunt" به فارسی

طعنه, طعنه زدن, سرزنش بهترین ترجمه های "taunt" به فارسی هستند.

taunt adjective verb noun دستور زبان

to make fun of (someone); to goad (a person) into responding, often in an aggressive manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طعنه

    noun

    She was always going to be there to taunt him, to enslave him.

    ای و همیشه حضور خواهد داشت تا به او طعنه بزند، او را اسیر خود کند.

  • طعنه زدن

    verb

    But despite sharing ethnic heritage and family blood, Sanaubar joined the neighborhood kids in taunting Ali.

    با این همه صنوبر برخلاف اشتراک قومی و خونی با علی در طعنه زدن به او با بچههای همسایه یکصدا میشد.

  • سرزنش

    noun

    I've been taunted my whole life because of your father.

    من تمام زندگيم رو بخاطر پدرت سرزنش شدم

  • ترجمه های کمتر

    • تمسخر
    • متلک
    • کنایه
    • (دکل کشتی) بسیار بلند
    • سر به سر کسی گذاشتن
    • سرزنش کردن
    • شماتت کردن
    • متلک گفتن
    • مسخره کردن
    • مچل سازی
    • مچل کردن
    • پاپی شدن
    • کفری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taunt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "taunt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "taunt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه