ترجمه "tawny" به فارسی

تیره, سبزه, آفتاب سوخته، آقتاب زده، گندمی، بهترین ترجمه های "tawny" به فارسی هستند.

tawny adjective noun دستور زبان

Of a light brown to brownish orange color. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیره

    noun

    His heart warmed at the thought of those old beautiful cities, and the tawny plains of Castile.

    قلبش از یاد و فکر این شهرهای زیبا، و دشت تیره کاست یل، گرمی گرفت.

  • سبزه

    adjective
  • آفتاب سوخته، آقتاب زده، گندمی،

  • ترجمه های کمتر

    • اَسمَر، آفتاب سوخته، آفتاب زده
    • برنزه
    • (رنگ) زرد مایل به قهوه ای
    • گندم گون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tawny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tawny" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tawny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه