ترجمه "tawdry" به فارسی
درخشانی, مبتذل, مشهور بهترین ترجمه های "tawdry" به فارسی هستند.
tawdry
adjective
دستور زبان
Cheap and gaudy; showy. [..]
-
درخشانی
adjective -
مبتذل
-
مشهور
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (ارزان قیمت و بدساخت و دارای زرق و برق) جلف
- زرق وبرقی
- پر زلم زیمبو
- پرزرق و برق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tawdry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tawdry" با ترجمه به فارسی
-
جلفی · زرق وبرق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن