ترجمه "taw" به فارسی
مهره, (برای تیله بازی) تیله, (محصول طبیعی را) پرداخت کردن بهترین ترجمه های "taw" به فارسی هستند.
taw
verb
noun
دستور زبان
(transitive, obsolete) To prepare. [..]
-
مهره
-
(برای تیله بازی) تیله
-
(محصول طبیعی را) پرداخت کردن
-
ترجمه های کمتر
- تیماج گری کردن
- دباغی کردن
- مهره بازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Taw
Taw (letter)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Taw" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Taw در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "taw" با ترجمه به فارسی
-
تازیانه چرمی · شلاق زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن