ترجمه "tavern" به فارسی

میخانه, رستوران, مسافرخانه بهترین ترجمه های "tavern" به فارسی هستند.

tavern noun دستور زبان

A building containing a bar licensed to sell alcoholic drinks; an inn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میخانه

    noun

    All that she understood was that she was leavingthe Thenardier tavern behind her.

    چیزی که میفهمید این بود که میخانه کثف تناردیه را پشت سر نهاده است.

  • رستوران

    noun

    Ivan had not succeeded in meeting him at the tavern on the same day.

    ایوان هم هرچه بیشتر در رستوران در انتظارش مانده بود کمتر اثری از وی مشاهده نموده بود.

  • مسافرخانه

    The mother looked down on him, and waited for a more suitable moment to depart for the tavern.

    مادر سراپای او را ورانداز نمود و برای داخل شدن در مسافرخانه منتظرموقع مناسب شد.

  • ترجمه های کمتر

    • میکده
    • خرابات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tavern " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tavern" با ترجمه به فارسی

  • صاحب میخانه · میخانه چی
اضافه کردن

ترجمه های "tavern" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه