ترجمه "taxis" به فارسی

آرایگیها, آرایگی, بازکنش بهترین ترجمه های "taxis" به فارسی هستند.

taxis noun دستور زبان

(biology) The movement of an organism in response to a stimulus. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرایگیها

  • آرایگی

  • بازکنش

    The directed movement of a motile cell or organism in response to an external stimulus.

  • ترجمه های کمتر

    • جوخه
    • آرایش
    • (جراحی - جا اندازی عضو بدون بریدن و بخیه زنی)جا اندازی
    • (زیست شناسی) آرایش
    • (یونان باستان) گروه سربازان
    • - آرایی
    • - پیرایی
    • پسوند: ترتیب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taxis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "taxis" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا) شخصی که در کاباره ها و غیره در مقابل اجرت با مشتری می رقصد
  • رانندهٔ تاکسی
  • (مخفف : taxicab) · (هواپیما) تاکسی کردن · با تاکسی رفتن · تا کسی · تاکسی · تاکسی گرفتن · خودروی · روی زمین یا آب حرکت کردن
  • راننده تاکسی
  • (فوتبال حرفه ای امریکایی) بازیکنان رزرو
  • ایستگاه تاکسی ( taxi rank هم می گویند)
  • توقفگاه تاکسی
  • تاکسی دریایی
اضافه کردن

ترجمه های "taxis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه