ترجمه "teammate" به فارسی
همگروه, یار, عضو تیم بهترین ترجمه های "teammate" به فارسی هستند.
teammate
noun
دستور زبان
One who is on the same team. [..]
-
همگروه
noun -
یار
noun -
عضو تیم
noun -
هم گروه
Like I said before, fraternization among teammates is unprofessional.
همونطور که قبلا هم گفتم دوستي با هم گروهي ها کاملا غير حرفه اي هستش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " teammate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن