ترجمه "tedious" به فارسی
رنجش آور, خسته کننده, کسل کننده بهترین ترجمه های "tedious" به فارسی هستند.
tedious
adjective
دستور زبان
Boring, monotonous, time consuming, wearisome. [..]
-
رنجش آور
Causing boredom.
-
خسته کننده
adjectiveIt sounds like a long and tedious evening.
به نظر شب دراز و خسته کننده اي مياد.
-
کسل کننده
adjectiveShe's had to take a clerical job in a bank, which she finds monumentally tedious.
اون بايد يه شغل کارمندي تو بانک رو قبول ميکرد ، که کاملا کسل کننده بود.
-
ترجمه های کمتر
- دراز
- مطول
- ناراضی
- ملال انگیز
- کج خلق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tedious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tedious"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن