ترجمه "tedium" به فارسی
یکنواختی, ملالت, خستگی بهترین ترجمه های "tedium" به فارسی هستند.
tedium
noun
دستور زبان
Boredom or tediousness; ennui. [..]
-
یکنواختی
nounThe tedium was not something I grew used to
یکنواختی چیزی نبود که بتوانم به آن عادت کنم.
-
ملالت
noun -
خستگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tedium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tedium"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن