ترجمه "teeth" به فارسی

دندان, دندانها, (جمع واژه ی : tooth) دندان ها بهترین ترجمه های "teeth" به فارسی هستند.

teeth noun دستور زبان

Plural form of tooth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دندان

    noun

    One doesn't count the teeth of a gift horse.

    دندان های اسب پیشکشی را نمی شمارند.

  • دندانها

    noun

    One doesn't count the teeth of a gift horse.

    دندان های اسب پیشکشی را نمی شمارند.

  • (جمع واژه ی : tooth) دندان ها

  • ترجمه های کمتر

    • اهنادند
    • تضاریس
    • دندانه ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " teeth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "teeth"

عباراتی شبیه به "teeth" با ترجمه به فارسی

  • حلقه ی پلاستیکی که کودک موقع دندان درآوردن آن را گاز می گیرد (teether هم می گویند) · راحتی بخش · صلح جو · پستانک
  • دندان مصنوعی (به ویژه اگر یک دست کامل باشد) · یعونصم نادند
  • سفید دندان کوسه ای، سفید دندان کوسه وار
  • )نادند( ندركرپ
  • دندان در آوردن
  • پوسیدگیهای دندانی
  • دندان عقل
اضافه کردن

ترجمه های "teeth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه