ترجمه "teethe" به فارسی
دندان در آوردن ترجمه "teethe" به فارسی است.
teethe
verb
دستور زبان
(intransitive) To grow teeth. [..]
-
دندان در آوردن
Just when our kids stop teething, they start having tantrums.
درست زمانیکه دندان در آوردن بچه هایمان متوقف میشود، بدخلقیشان شروع میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " teethe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "teethe" با ترجمه به فارسی
-
(جمع واژه ی : tooth) دندان ها · اهنادند · تضاریس · دندان · دندانه ها · دندانها
-
حلقه ی پلاستیکی که کودک موقع دندان درآوردن آن را گاز می گیرد (teether هم می گویند) · راحتی بخش · صلح جو · پستانک
-
دندان مصنوعی (به ویژه اگر یک دست کامل باشد) · یعونصم نادند
-
سفید دندان کوسه ای، سفید دندان کوسه وار
-
)نادند( ندركرپ
-
پوسیدگیهای دندانی
-
دندان عقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن