ترجمه "teller" به فارسی

صندوقدار, گوینده, تحویلدار بهترین ترجمه های "teller" به فارسی هستند.

teller noun دستور زبان

(chiefly US) a bank clerk who receives and pays out money [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صندوقدار

    noun

    I started as a teller at that SL, you know?

    من توي اون شرکت مالي کارمو بعنوان صندوقدار شروع کردم ، يادته ؟

  • گوینده

    noun
  • تحویلدار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • راوی
    • سراینده
    • شمارشگر
    • شمارنده
    • (بانک و غیره) متصدی باجه
    • - سرا
    • - شمار (به ویژه کسی که در مجلس شورا آرا را می شمارد)
    • ادوارد تلر (فیزیکدان امریکایی - زاده ی مجارستان)
    • داستان سرا
    • قصه گو
    • گوینده داستان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " teller " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Teller noun

United States physicist (born in Hungary) who worked on the first atom bomb and the first hydrogen bomb (1908-2003)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحویلدار

عباراتی شبیه به "teller" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "teller" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه