ترجمه "tempt" به فارسی

اغوا کردن, تطمیع کردن, انگیزاندن بهترین ترجمه های "tempt" به فارسی هستند.

tempt verb دستور زبان

(transitive) To provoke someone to do wrong, especially by promising a reward; to entice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغوا کردن

    verb

    So you tempted the Demon King to take human spirits

    پس تو پادشاه شياطين رو اغوا کردي که فطرتهاي انساني رو بدزده.

  • تطمیع کردن

    verb
  • انگیزاندن

  • ترجمه های کمتر

    • به وجد آوردن
    • (در اصل) آزمودن
    • از راه به در کردن
    • امتحان کردن
    • بر انگیختن
    • به خود هموار کردن
    • تحریک جنسی کردن
    • تقبل کردن
    • وسوسه کردن
    • گمراه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tempt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tempt" با ترجمه به فارسی

  • اغواگر · تحریک کننده · جذاب · دلربا · فریبا · فریبنده · وسوسه انگیز
  • اغواگر · تحریک کننده · جذاب · دلربا · فریبا · فریبنده · وسوسه انگیز
  • اغواگر · تحریک کننده · جذاب · دلربا · فریبا · فریبنده · وسوسه انگیز
اضافه کردن

ترجمه های "tempt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه