ترجمه "temporize" به فارسی
ابن الوقت بودن, طبق مقتضیات وقت عمل کردن, فرصت طلبی کردن بهترین ترجمه های "temporize" به فارسی هستند.
temporize
Verb
verb
دستور زبان
To deliberately act evasively or prolong a discussion in order to gain time or postpone a decision, sometimes in order to reach a compromise or simply to make a conversation more temperate. [..]
-
ابن الوقت بودن
-
طبق مقتضیات وقت عمل کردن
-
فرصت طلبی کردن
-
مدارا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " temporize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "temporize" با ترجمه به فارسی
-
فرصت طلب ومسامحه کار
-
وقت گذرانی
-
(دستور زبان) زمانی · این جهانی · جسمانی · دنیوی · زمان · زمان دار · زمانمند · زمانگیر · زمانی · زود گذر · شقیقه ای · موقتی · ناسوتی · پایان پذیر · گذرا · گیجگاهی
-
موقتا · موقتی · ناپا · ناپایا (مخفف آن : pro tem)
-
استخوان شقیقه (رجوع شود به skull) · استخوان گیجگاهی
-
لوب گیجگاهی
-
عضله گیجگاهی
-
آرتریت تمپورال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن