ترجمه "tenacity" به فارسی
سرسختی, پافشاری, استحکام بهترین ترجمه های "tenacity" به فارسی هستند.
tenacity
noun
دستور زبان
The quality or state of being tenacious; as, tenacity, or retentiveness, of memory; tenacity, or persistency, of purpose. [..]
-
سرسختی
nounSo she attached herself to him with a hungry tenacity.
از این رو با سرسختی قحطیزدگان بدان چنگ میانداخت.
-
پافشاری
nounHe uttered these names incessantly, appropriately and inappropriately, with the tenacity of right.
پیوس طه این اسامی را بمورد و بی مورد برای پافشاری درباره حقوق ملل بر زبان میآورد.
-
استحکام
-
ترجمه های کمتر
- استقامت
- اصرار
- پشتکار
- سفتی
- مداومت
- یکدندگی
- لجبازی
- محکمی
- مقاومت
- سختی
- ثبات قدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenacity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tenacity" با ترجمه به فارسی
-
(بازی بریج) دست ناتمام · دست ناجور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن