ترجمه "tenant" به فارسی

مستاجر, مست, اجاره نشین بهترین ترجمه های "tenant" به فارسی هستند.

tenant verb noun دستور زبان

One who pays a fee (rent) in return for the use of land, buildings, or other property owned by others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستاجر

    noun

    one who pays a fee in return for the use of land, etc.

    The tenant next door was watching the scene on his television set.

    مستاجر خانه بغلی صحنه را از تلویزیون تماشا میکرد.

  • مست

    noun

    one who pays a fee in return for the use of land, etc.

  • اجاره نشین

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اجاره کردن
    • مستأجر
    • نشیمند
    • (حقوق) متصرف
    • اجاره دار
    • متصرف بودن
    • نيشن هيارك
    • کرایه نشین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tenant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tenant
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستاجر

    The tenant next door was watching the scene on his television set.

    مستاجر خانه بغلی صحنه را از تلویزیون تماشا میکرد.

عباراتی شبیه به "tenant" با ترجمه به فارسی

  • مسکن تحت مالکیت جزئی مستاجر
  • کشاورز مستاجر · کشاورزی که زمین کرایه می کند
  • حقوق موجر
  • تمبر سی تنانت · صفحه ی تمبر · یک صفحه تمبرهای جوراجور
اضافه کردن

ترجمه های "tenant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه