ترجمه "tend" به فارسی

انجامیدن, گرايشداشتن, پاییدن بهترین ترجمه های "tend" به فارسی هستند.

tend verb دستور زبان

To make a tender of; to offer or tender. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجامیدن

    Verb verb
  • گرايشداشتن

  • پاییدن

    Verb verb
  • ترجمه های کمتر

    • پروردن
    • (کشتیرانی) آماده بودن
    • آمادگی داشتن
    • احتمال داشتن
    • به طرفی متوجه بودن (یا رفتن)
    • توجه کردن (به)
    • تیمار کردن
    • رسیدن به
    • رسیدگی کردن
    • رو به سویی داشتن
    • متمایل بودن
    • مراقبت کردن
    • منتج شدن
    • مواظب بودن
    • مواظبت کردن
    • میل داشتن
    • نگهداری کردن
    • هشیار بودن
    • پرداختن به
    • پرستاری کردن
    • پرورش دادن
    • گرایش داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tend" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه