ترجمه "tenderness" به فارسی
دلسوزی, تردی, محبت بهترین ترجمه های "tenderness" به فارسی هستند.
tenderness
noun
دستور زبان
a tendency to express warm, compassionate feelings [..]
-
دلسوزی
nounIt is curious what patches of hardness and tenderness lie side by side in men's dispositions.
این بولست رود چه آمیختهی غریبی از دلسوزی و سنگدلی است.
-
تردی
-
محبت
nounNever did lover tremble with more tenderness and anxiety at a letter from his mistress.
هرگز نامهٔ یک معشوقه با چنان محبت پر اضطرابی دست دل دادهاش را به لرزه در نیاورد.
-
ترجمه های کمتر
- مهربانی
- عاطفه
- رقت
- علاقه
- شفقت
- حساسیت
- خونگرمی
- ابتلا
- نازکی
- با محبت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenderness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tenderness" با ترجمه به فارسی
-
پیشنهاد دهنده
-
تردکردن
-
درد معکوس
-
مناقصه یا مزایده رقابتی
-
مناقصه محدود
-
مناقصه- مزایده
-
(برای رفع بدهی یا تعهد و غیره) پیشنهاد دادن · (به ویژه به خاطر کم سالی) ضعیف · (در ترکیب) - پا · (مهجور) عزیز · (کشتی یا هواپیما و غیره) سوخت رسان · ارائه دادن · بازپرداخت کردن · برنده · بپا · ترد · تقدیم کردن · توشه رسان · حساس · حساس کردن · دادن · دردناک (به ویژه در اثر دست زدن یا به کار بردن) · زود آسیب · زود رنج · زود شکن · صرفه جو · ظریف · عرضه کردن · فرستادن · قایق ویژه ی حمل مسافر و بار از کشتی به کرانه · لطیف · لطیف یا ترد کردن · متصدی · محبت آمیز · مراقب · ملاطفت آمیز · ملایم · مهرآمیز · مهربان · نازک · نرم · نوازشگر · واگن حامل سوخت و آب (برای لکوموتیو) · پر امساک · پر سهش · پر ملاطفت · پر مهر · پر نرمش · پول · پول عرضه کردن · پیشنهاد (پرداخت بدهی یا رفع تعهد) · پیشنهاد رسمی (برای عقد قرارداد یا ازدواج و غیره) · پیشنهاد مناقصه · کسی که از چیزی مواظبت یا سرپرستی می کند · کم - · کم استقامت · کم طاقت · کمک رسان · گرامی
-
دعوت به مناقصه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن