ترجمه "tenuous" به فارسی
رقیق, نازک, ضعیف بهترین ترجمه های "tenuous" به فارسی هستند.
tenuous
adjective
دستور زبان
Thin in substance or consistency. [..]
-
رقیق
adjective -
نازک
adjectivea link, however tenuous, to my missing best man.
یک پیوند، هر چند نازک، برای از دست دادن بهترین دوستم!
-
ضعیف
adjectiveLloyd began to think that the tenuous connection had been broken and then Paul came on.
لو ید فکرکرد که ارتباط ضعیف آنها قطع شده ولی بعد پال به اوجواب داد.
-
ترجمه های کمتر
- لطیف
- نابسنده
- قلیل
- منبسط
- باریک
- کم
- (هوا) رقیق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenuous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن