ترجمه "tenure" به فارسی
تصرف, تصدی, حق زمینداری بهترین ترجمه های "tenure" به فارسی هستند.
tenure
verb
noun
دستور زبان
a status of possessing a thing or an office; an incumbency [..]
-
تصرف
noun -
تصدی
nounduring my tenure by finding the one responsible
تا درزمان تصدی این مسئولیت به عنوان بانوی اول آشپزخانه آبروی این شغل رو حفط کنم
-
حق زمینداری
-
ترجمه های کمتر
- اجاره
- اشغال
- فرداری
- (استاد دانشگاه) استخدام دایم
- اجاره داری
- استخدام رسمی
- تصرف زمين
- حق تصدی
- دوران تصدی
- فر نشینی
- نظامهای زمینداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tenure" با ترجمه به فارسی
-
استاد دائمی
-
استاد رسمی – آزمایشی (معادل استادیار)
-
پرسنل غیر متصدی
-
عضو دائم هیئت علمی، استاد رسمی (معادل دانشیار)
-
پرسنل متصدی
-
تصرف · تصرف زمين · حق زمینداری · نظامهای زمینداری
-
اشغال · تصدی · تصرف · تصرف زمين · حق تصدی · حق زمینداری · نظامهای زمینداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن