ترجمه "terminus" به فارسی

مقصد, ترمینوس, آخر بهترین ترجمه های "terminus" به فارسی هستند.

terminus noun دستور زبان

The end or final point of something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقصد

    noun
  • ترمینوس

    The people who settled the town called successively Terminus, Marthasville and Atlanta, were a pushy people.

    مردمی که در ترمینوس، مارتازویل و آتلانتا ساکن سدند مردمی سختکوش بودند.

  • آخر

    adjective noun adverb
  • ترجمه های کمتر

    • پایانه
    • بازخانه
    • پایانجا
    • پایانگاه
    • انتها
    • تقدیر
    • نوک
    • مرز
    • سرنوشت
    • پایان
    • هدف
    • ته
    • حد
    • (اسطوره ی روم) خدای مرزها
    • (انگلیس - اتوبوس و ترن و غیره) ترمینال
    • آخر خط
    • ایستگاه آخر
    • ایستگاه راه آهن
    • خدای حدود و ثغور
    • ستون مرزنما
    • علامت مشخص کننده ی حدود و ثغور
    • مخزن مهمات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terminus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Terminus proper

was the god of boundaries and landmarks, focus of the important Roman festival of Terminalia

+ اضافه کردن

"Terminus" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Terminus در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "terminus"

عباراتی شبیه به "terminus" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "terminus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه