ترجمه "terribleness" به فارسی
ترسناکی, مخوفی, سختی بهترین ترجمه های "terribleness" به فارسی هستند.
terribleness
noun
دستور زبان
The characteristic of being terrible. [..]
-
ترسناکی
He's in a terrible state, white and shivering.
او قیافهی ترسناکی پیدا کرده است؛ رنگش پریده و میلرزد.
-
مخوفی
A word that is chained is a terrible word.
کلامی که به زنجیر کشیده شده باشد کلام مخوفی است.
-
سختی
Every word he spoke seemed to cost him a terrible effort.
هر کلمه را با سختی و مشقت بر زبان میآورد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " terribleness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "terribleness" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه در کارهای هنری - آدمی که با کارهای غیر معمول یا زننده دایما دیگران راناراحت یا شرمنده کند) آدم شریر · (فرانسه) · آدم ماجراجو · بچه ی شیطان · مزاحم · کودک تخس
-
بسی · بسیار · به طور وحشتناک · خیلی
-
آزارنده · افتضاح · افزاع · بد · ترسناك · ترسناک · دهشتناک · ستهم · سخت · شدید · طاقت فرسا · مخوف · مزخرف · ناگوار · هولناک · وحشتناک · گند
-
آزارنده · افتضاح · افزاع · بد · ترسناك · ترسناک · دهشتناک · ستهم · سخت · شدید · طاقت فرسا · مخوف · مزخرف · ناگوار · هولناک · وحشتناک · گند
-
آزارنده · افتضاح · افزاع · بد · ترسناك · ترسناک · دهشتناک · ستهم · سخت · شدید · طاقت فرسا · مخوف · مزخرف · ناگوار · هولناک · وحشتناک · گند
-
بسی · بسیار · به طور وحشتناک · خیلی
-
بسی · بسیار · به طور وحشتناک · خیلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن