ترجمه "terribly" به فارسی

خیلی, بسیار, بسی بهترین ترجمه های "terribly" به فارسی هستند.

terribly adverb دستور زبان

(literary or dated) Causing terror or awe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیلی

    adjective adverb

    This is a terrible life for you, my poor child.

    بچه جان. این زندگی برای تو خیلی سخت است.

  • بسیار

    adjective adverb

    The weather is terrible today.

    امروز هوا بسیار بد است.

  • بسی

    I feel that perhaps my decision is a terrible one for me

    من احساس میکنم که این تصمیم ممکن است برای من بسی وحشتانگیز باشد

  • به طور وحشتناک

    Yeah, it's been terribly funny for about twenty years.

    درسته, براب مدت بيست سال به طور وحشتناکي خنده دار بوده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terribly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "terribly" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه در کارهای هنری - آدمی که با کارهای غیر معمول یا زننده دایما دیگران راناراحت یا شرمنده کند) آدم شریر · (فرانسه) · آدم ماجراجو · بچه ی شیطان · مزاحم · کودک تخس
  • ترسناکی · سختی · مخوفی
  • آزارنده · افتضاح · افزاع · بد · ترسناك · ترسناک · دهشتناک · ستهم · سخت · شدید · طاقت فرسا · مخوف · مزخرف · ناگوار · هولناک · وحشتناک · گند
  • آزارنده · افتضاح · افزاع · بد · ترسناك · ترسناک · دهشتناک · ستهم · سخت · شدید · طاقت فرسا · مخوف · مزخرف · ناگوار · هولناک · وحشتناک · گند
  • آزارنده · افتضاح · افزاع · بد · ترسناك · ترسناک · دهشتناک · ستهم · سخت · شدید · طاقت فرسا · مخوف · مزخرف · ناگوار · هولناک · وحشتناک · گند
اضافه کردن

ترجمه های "terribly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه