ترجمه "tessellation" به فارسی
موزائیککاری, مفروش سازی با اجر موزاییک, موزاییک کاری بهترین ترجمه های "tessellation" به فارسی هستند.
tessellation
noun
دستور زبان
(uncountable) The property or fact of tessellating. [..]
-
موزائیککاری
tiling of a plane using one or more geometric shapes, called tiles, with no overlaps and no gaps
-
مفروش سازی با اجر موزاییک
-
موزاییک کاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tessellation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tessellation" با ترجمه به فارسی
-
دارای طرح موزاییکی · مرکب از قطعات مربع (که پهلوی هم قرار گرفته اند) (tessellated هم می گویند) · موزائیکی کردن · پهلوی هم قرار دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن