ترجمه "theatrical" به فارسی
تئاتری, نمایش, نمایشی بهترین ترجمه های "theatrical" به فارسی هستند.
theatrical
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to the theatre. [..]
-
تئاتری
adjective nounBy a look at her brother she prevented any farther entreaty from the theatrical board,
نگـاهی هم بـه بـرادرش انداخت و اشارهای کرد و نگذاشت کسی از آن جمع تئاتری باز اصرار کند.
-
نمایش
nounI have not seen him since we acted together at the Rumyantsovs' theatricals.
من از آن موقعی که در خانه رومیانت سوف با هم نمایش میدادیم دیگر او را ندیدهام.
-
نمایشی
The parasite'd probably get a kick out of the theatrics of it.
اون انگل حتماً از چنین نمایشی لذت میبرد.
-
ترجمه های کمتر
- ظاهرسازی
- وانمودین
- ساختگی
- اجرا نمایش
- غلو آمیز
- غیر واقعی
- متظاهرانه (theatric هم می گویند)
- وابسته به تئاتر و نمایشنامه نویسی و بازیگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " theatrical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "theatrical" با ترجمه به فارسی
-
بازرس تئاتر
-
شخصی · شخصیت ها · وظیفه
-
بازیگر تئاتر
-
بر صحنه ی تئاتر آوردن · تئاتری کردن · غلو آمیز کردن · نمایش مانند کردن · وانمودین کردن
-
دکور
-
تولیدکننده تئاتر
-
اجرا نمایش · تئاتری · ظاهرسازی · نمایش
-
(با فعل مفرد) هنر تئاتر · عمل نمایشی یا متظاهرانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن