ترجمه "theatre" به فارسی
تئاتر, تاتر, تماشاخانه بهترین ترجمه های "theatre" به فارسی هستند.
theatre
noun
دستور زبان
(UK) Alternative spelling of theater. [..]
-
تئاتر
nounA place or building, consisting of a stage and seating, in which an audience gathers to watch performances.
The words above the door of the theatre were a metre high.
کلمات بالای در تئاتر یک متر ارتفاع داشت.
-
تاتر
nounyou can't be in the theatre and that naive.
تو نمي توني در تاتر باشي و اون بي سرو پا
-
تماشاخانه
nounThen he proposed that they should leave the theatre and go and take an ice somewhere.
آن وقت لئون پیشنهاد کرد که تماشاخانه را ترک گویند و در یکی از کافهها بستنی بخورند.
-
ترجمه های کمتر
- تماشاخانه، تماشاگاه، تماشاکده، نمایش خانه
- تماشاگه
- صحنه
- بازیگر خانه
- تالار سخنرانی
- روش نمایش
- هنر تاتر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " theatre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "theatre"
عباراتی شبیه به "theatre" با ترجمه به فارسی
-
اتاق عمل
-
تئاتر روایی
-
کارگردان تئاتر
-
تئاتر تجربی
-
(تئاتر و غیره) دگرگونی ناگهانی · (فرانسه) · (هر کاری که برای جلب توجه و شورانگیزی انجام شود) خودنمایی · جلوه گری
-
تالار بولشوی
-
سینما
-
تئاتر پوچی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن