ترجمه "thief" به فارسی
دزد, سارق, dozd بهترین ترجمه های "thief" به فارسی هستند.
thief
noun
دستور زبان
One who has carried out a theft [..]
-
دزد
nounone who carries out theft [..]
Opportunity makes a thief.
فرصت است که دزد می سازد.
-
سارق
nounBut now you're a horse thief, and they hang horse thieves.
منصفانه ست ، ولي تو حالا سارق اسب شدي ، و اونا سارقين اسب رو اعدام مي کنن.
-
dozd
-
ترجمه های کمتر
- (به ویژه به طور پنهانی) دزد
- مرتکب سرقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thief " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "thief" با ترجمه به فارسی
-
دزد کوچک
-
دله دزد
-
(امریکا) دزد نهانکار (در برابر دزد مسلح که با خشونت عمل می کند) · دزد روباه صفت · دله دزد
-
آفتابه دزد، دله دزد،دزد دوزاری · دله دزد، آفتابه دزد، دزد دوزاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن