ترجمه "thinker" به فارسی
متفکر, اندیشمند, فکور بهترین ترجمه های "thinker" به فارسی هستند.
thinker
noun
دستور زبان
One who spends time thinking, contemplating or meditating [..]
-
متفکر
nounThe thinker of to day has a great duty to auscultate civilization.
امروز مرد متفکر یک وظیفه بزرگ دارد و آن گوش فرا دادن به قلب تمدن است.
-
اندیشمند
nounAnd that is what Latin does for the thinker.
نقش لاتین هم برای آدم اندیشمند مثل همان تمرین است.
-
فکور
noun
-
ترجمه های کمتر
- اندیشنده
- فکرکننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thinker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "thinker" با ترجمه به فارسی
-
اندیشمند · فکور · متفکر
-
دوست · رفیق
-
دوست · رفیق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن