ترجمه "thinness" به فارسی
لاغری, نحیفی, کموزنی بهترین ترجمه های "thinness" به فارسی هستند.
thinness
noun
دستور زبان
The state of being thin. [..]
-
لاغری
nounThe thin priest was asleep on a mat on the raised stone verandah.
راهب لاغری روی ایوان بلند سنگی بر تشکی به خواب رفته بود.
-
نحیفی
nounBut take care not to attack! You are delicate and thin, observed the mother What do you want with fighting?
مادر بانک زد: تو خیلی لاغر و نحیفی، چطور می تونی کتککاری کنی؟
-
کموزنی
-
ترجمه های کمتر
- لطافت
- باریکی
- سستی
- رقیقی
- پراکندگی
- نازکی
- سبکی
- كسر وزن
- کم مایگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thinness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "thinness" با ترجمه به فارسی
-
رقیق کردن · لاغر کردن
-
تاجزني درخت · تنكسازي · تنكسازي گل · تنکسازی · سرشاخهزني · شکوفهزدایی · هرس · هرس خشك · هرس سبز
-
تین کلاینت
-
(رنگ) پریده · (صدا) زیر · (علف هرزه و غیره) چیدن · (معمولا با: out) وجین کردن یا شدن · (مو و درخت و غیره) کم پشت · آبناک · آبکی · استخوانی · اندک · باریک · باریک کردن یا شدن · باور نکردنی · به طور نازک یا رقیق 1 · تنک · تنک کردن · جیر · دور از هم · رقیق · رقیق کردن · رقیق کردن یا شدن 4 · سبک · سست · شل · شل 0 · ضعیف · قلیل · لاغر · لاغر کردن · لاغر کردن یا شدن 3 · لطیف · نا مشخص · نا چگال · نازک · نازک شدن · نازک کردن یا شدن 2 · نامستدل · ناچیز · نحیف · هرس کردن · پراکنده · کم · کم مایه · کم پشت · کم پشت کردن یا شدن · کم چگال
-
تنكسازي ميوه · میوهزدایی
-
تنكسازي (شكوفهزدايي)
-
آزمونهاي ايمنيشناختي · ايمنيسنجي · ايمنيسنجی افزايش تاخيري · ايمنيسنجیهاي لايه نازك · تحليل ايمني-شيميايي · تکنیکهای ایمنیشناختی · فنون ایمنیشناختی · فنون سرمشناختي · ليانايمنيسنجی
-
حساس · داری پوست نازک · زود رنج · زودآسیب · لطیف · نازک پوست · پوست نازک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن