ترجمه "thinning" به فارسی

تنکسازی, تاجزني درخت, تنكسازي بهترین ترجمه های "thinning" به فارسی هستند.

thinning verb noun

Present participle of thin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنکسازی

  • تاجزني درخت

  • تنكسازي

  • ترجمه های کمتر

    • تنكسازي گل
    • سرشاخهزني
    • شکوفهزدایی
    • هرس
    • هرس خشك
    • هرس سبز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thinning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "thinning" با ترجمه به فارسی

  • رقیق کردن · لاغر کردن
  • باریکی · رقیقی · سبکی · سستی · كسر وزن · لاغری · لطافت · نازکی · نحیفی · پراکندگی · کم مایگی · کموزنی
  • تین کلاینت
  • (رنگ) پریده · (صدا) زیر · (علف هرزه و غیره) چیدن · (معمولا با: out) وجین کردن یا شدن · (مو و درخت و غیره) کم پشت · آبناک · آبکی · استخوانی · اندک · باریک · باریک کردن یا شدن · باور نکردنی · به طور نازک یا رقیق 1 · تنک · تنک کردن · جیر · دور از هم · رقیق · رقیق کردن · رقیق کردن یا شدن 4 · سبک · سست · شل · شل 0 · ضعیف · قلیل · لاغر · لاغر کردن · لاغر کردن یا شدن 3 · لطیف · نا مشخص · نا چگال · نازک · نازک شدن · نازک کردن یا شدن 2 · نامستدل · ناچیز · نحیف · هرس کردن · پراکنده · کم · کم مایه · کم پشت · کم پشت کردن یا شدن · کم چگال
  • تنكسازي ميوه · میوهزدایی
  • تنكسازي (شكوفهزدايي)
  • آزمونهاي ايمنيشناختي · ايمنيسنجي · ايمنيسنجی افزايش تاخيري · ايمنيسنجیهاي لايه نازك · تحليل ايمني-شيميايي · تکنیکهای ایمنیشناختی · فنون ایمنیشناختی · فنون سرمشناختي · ليانايمنيسنجی
  • حساس · داری پوست نازک · زود رنج · زودآسیب · لطیف · نازک پوست · پوست نازک
اضافه کردن

ترجمه های "thinning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه