ترجمه "thirsty" به فارسی

تشنه, آرزومند, مشتاق بهترین ترجمه های "thirsty" به فارسی هستند.

thirsty adjective دستور زبان

Needing to drink. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشنه

    adjective

    needing to drink [..]

    He pays for as much liquor as a saloon full of thirsty men can swallow.

    این مردان تشنه لب که سالن را پر کردهاند هر چقدر مشروب بخورند او پولش را خواهد داد.

  • آرزومند

    adjective
  • مشتاق

  • ترجمه های کمتر

    • خواهان
    • (عامیانه) تشنگی آور
    • (گیاه و زمین و غیره) خشک
    • بی آب
    • عطش آور
    • عطش دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thirsty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "thirsty" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "thirsty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه