ترجمه "thought" به فارسی

اندیشه, فکر, تفکر بهترین ترجمه های "thought" به فارسی هستند.

thought verb noun دستور زبان

form created in the mind, rather than the forms perceived through the five senses; an instance of thinking. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندیشه

    noun

    the state or condition of thinking [..]

    He saw that his hero and commander was following quite a different train of thought.

    دریافت که قهرمان و فرمانده او اندیشه دیگری به سر دارد.

  • فکر

    noun

    form created in the mind

    I thought you liked to learn new things.

    فکر کردم دوست داری چیز های تازه یاد بگیری.

  • تفکر

    noun

    the state or condition of thinking

    Raskolnikov made no reply, but stood beside them lost in thought.

    راسکلنیکف جوابی نداد و در حال تفکر پلهوی آنها ایستاد.

  • ترجمه های کمتر

    • ایده
    • فِکر
    • نظر
    • قصد
    • ظن
    • خیال
    • گمان
    • حدس
    • پنداشت
    • احساس
    • پندار
    • کمی
    • توجه
    • اندکی
    • استدلال
    • تامل
    • نمید
    • عاطفه
    • تعقل
    • تفهم
    • سگال
    • ترغیب
    • تشویق
    • نیت
    • قسم
    • تمایل
    • ملاحظه
    • منظور
    • با شعور
    • زمان گذشته و اسم مفعول : think
    • عقیده دینی
    • یک خرده
    • یک ذره
    • یک کمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thought " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "thought"

عباراتی شبیه به "thought" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "thought" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه