ترجمه "thoughtful" به فارسی

متفکر, متفکرانه, باملاحظه بهترین ترجمه های "thoughtful" به فارسی هستند.

thoughtful adjective دستور زبان

Demonstrating thought or careful consideration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متفکر

    adjective

    She appeared to be thoughtful and did not look at him.

    دختر متفکر به نظر میرسید و جوابی نمیداد.

  • متفکرانه

    She had a thoughtful look on her face.

    او نگاه متفکرانه ای بر چهره اش داشت.

  • باملاحظه

    You're thoughtful, Barbara, but you're not open.

    تو آدم باملاحظه اي هستي ، باربارا ولي روراست نيستي

  • ترجمه های کمتر

    • اندیشمندانه
    • فکور
    • اندیشمند
    • دقیق
    • فکورانه
    • فرزانه
    • ملتفت
    • جدی
    • عمیق
    • اندیشگر
    • پراندیشه
    • مدبر
    • ژرف
    • مواظب
    • با تفکر
    • با فکر
    • مراعات کننده ی حال دیگران (و غیره)
    • ملاحظه کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thoughtful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "thoughtful" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "thoughtful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه