ترجمه "thousand" به فارسی
هزار, هِزار, هزارتایی بهترین ترجمه های "thousand" به فارسی هستند.
thousand
numeral
adjective
noun
دستور زبان
(cardinal) A numerical value equal to 1,000 = 10 × 100 = 10 3 [..]
-
هزار
numeral nouncardinal number 1000
A thousand years makes a millennium.
هر هزار سال معادل یک هزاره است.
-
هِزار
cardinal number 1000 [..]
-
هزارتایی
nounI know the average weight of eggs and the price of paper bags per thousand.
وزن نسبی هر تخممرغ و قیمت هر بسته هزارتایی پاکت را هم میدانم.
-
ترجمه های کمتر
- hezār
- الف
- تو
- شماره ی هزار
- عدد هزار
- هزار (0001)
- هزار عدد
- یک هزار دلار
- یک هزار سال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thousand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "thousand" با ترجمه به فارسی
-
هزینه برای هزار بار نمایش.
-
دوصد خورشیدرو
-
هشت هزار متریها
-
به هزار طریق
-
تو · هزار · هزار عدد · هزارتایی · یک هزار دلار · یک هزار سال
-
هزار و یک شب
-
نه هزار · نُه هَزار
-
بیست هزار فرسنگ زیر دریا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن