ترجمه "thraldom" به فارسی

بندگی, اسارت, بنده بهترین ترجمه های "thraldom" به فارسی هستند.

thraldom noun دستور زبان

Alternative spelling of thralldom. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بندگی

    noun

    that the soul most free is that most bound In thraldom to the ancient tyrant Love.

    آزادترین دل آن دل است که بیش از همه طوق بندگی سلطان عشق را به گردن دارد،

  • اسارت

  • بنده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thraldom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "thraldom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه