ترجمه "thrash" به فارسی

زدن, کوبیدن, (از شدت درد یا غم و غیره) به خود پیچیدن بهترین ترجمه های "thrash" به فارسی هستند.

thrash verb noun دستور زبان

To beat mercilessly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb

    and the beef comes to. it starts thrashing around

    ولي حيوون بيدار ميشه و شروع ميکنه. به خودش را اين طرف و آن طرف زدن

  • کوبیدن

    noun
  • (از شدت درد یا غم و غیره) به خود پیچیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (بال یا دست و پا و غیره) زدن
    • (سخت) مغلوب کردن
    • (سخت) کتک زدن
    • دست و پا زدن
    • رجوع شود به thresh
    • شلاق زدن
    • شکست جانانه دادن
    • چوب زدن
    • گوشمالی دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thrash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "thrash"

عباراتی شبیه به "thrash" با ترجمه به فارسی

  • ترش متال
  • (شدید) شکست · بسیار عظیم · خونریزی · لیس · کتک جانانه · گوشمالی شدید
  • (شدید) شکست · بسیار عظیم · خونریزی · لیس · کتک جانانه · گوشمالی شدید
  • (شدید) شکست · بسیار عظیم · خونریزی · لیس · کتک جانانه · گوشمالی شدید
  • (شدید) شکست · بسیار عظیم · خونریزی · لیس · کتک جانانه · گوشمالی شدید
اضافه کردن

ترجمه های "thrash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه