ترجمه "threadbare" به فارسی

کهنه, مندرس, مبتذل بهترین ترجمه های "threadbare" به فارسی هستند.

threadbare adjective دستور زبان

(of cloth) shabby, frayed and worn to an extent that warp threads show [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کهنه

    adjective noun
  • مندرس

    threadbare old soul, was, nevertheless

    با آنکه یک نوع پیرمرد فقیر بود که مندرس و نخنما شده بود،

  • مبتذل

  • ترجمه های کمتر

    • عاری از لطف یا تازگی
    • نخ نما
    • پیش پا افتاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " threadbare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "threadbare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه