ترجمه "threatening" به فارسی

بدشگون, بدیمن, تهدیدکننده بهترین ترجمه های "threatening" به فارسی هستند.

threatening adjective noun verb دستور زبان

Present participle of threaten. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدشگون

    adjective
  • بدیمن

    adjective
  • تهدیدکننده

    adjective

    But she did not find anything horrible in them, nothing threatening.

    لیکن پلاگه در آن کلمات نه چیزی تهدیدکننده میدید نه فوقالعاده.

  • ترجمه های کمتر

    • شیطانی
    • عبوس
    • مصیبت بار
    • نهی کننده
    • کج خلق
    • گمراه کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " threatening " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "threatening" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه یا جانوری که نژاد آن در معرض نابودی است) گونه ی در خطر · گونههای در معرض تهدید
  • (از وقوع چیز ناخوشایند) آگاهی دادن · به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · بیم دادن · بیم پراکنی کردن · ترساندن · تهديدكردن · تهدید کردن · خبر از چیزی دادن · در مخاطره انداختن · در معرض چیزی قرار دادن · درخطر انداختن · درخطر بودن · شاخ و شانه کشیدن · هشدار دادن
  • خطرناک · سخت
  • ترساننده · تهدید کننده
  • انقراض گونه · گونه در معرض انقراض · گونه در معرض نابودی · گونه(های) در معرض نابودی
  • گونه در نزدیکی تهدید
اضافه کردن

ترجمه های "threatening" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه