ترجمه "three" به فارسی
سه, ۳, سو بهترین ترجمه های "three" به فارسی هستند.
three
noun
adjective
numeral
دستور زبان
(cardinal) A numerical value after two and before four. Represented in Arabic digits as 3; This many dots (•••). [..]
-
سه
Cardinal number nouncardinal number 3 [..]
Tom first came to Japan when he was three years old.
تام اولین بار وقتی سه ساله بود، به ژاپن آمد.
-
۳
numeralcardinal number 3
There's three reasons why it didn't spread more.
به ۳ دلیل این مسأله بیشتر گسترش نیافت.
-
سو
nouncardinal number 3
There are three kinds of people in the world: those who can count, and those who can't.
سو نوع آدم در دنیا وجود دارد: آنها که میتوانند بشمارند و آنها که نمیتوانند.
-
ترجمه های کمتر
- سِه
- se
- سه (3)
- سه تا
- سه لا
- شماره ی سه
- عدد سه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " three " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "three"
عباراتی شبیه به "three" با ترجمه به فارسی
-
(تخته و غیره) سه لا · سه لایه ای
-
(لامپ برق) دارای سه نوع نور (قوی و متوسط و ضعیف) · سه راهه · سه سویه · سه طرفه · سه طریقه
-
ويروس تب سهروزه · ویروس تب بیدوام گاوی
-
Three of the servants of Sauron were upon the Bridge, but they withdrew and I pursued them westward.سه نفر از خادمان سائورون روی پل بودند، عقب نشستند و آنها را به طرف غرب تعقیب کردم.
-
شیوه کار نوبتی سهگانه، سهشیفتی
-
(در اصل) کشتی جنگی با سه ردیف توپ · (ساختمان) سه طبقه · (عامیانه)ساندویچ دارای سه لایه نان · (هر چیز) سه لایه · سه پهنه · کشتی دارای سه عرشه
-
(فرود هواپیما به طوری که چرخ های عقب و جلو در آن واحد با زمین تماس یابد) فرود سه چرخی
-
(نوعی قمار با ورق) مانتی · خال بازی با سه ورق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن