ترجمه "throat" به فارسی

گلو, حلق, دهان بهترین ترجمه های "throat" به فارسی هستند.

throat verb noun دستور زبان

The gullet or windpipe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلو

    noun

    gullet or windpipe [..]

    The cases ranged from a cut finger to a cut throat.

    سوانح از بریدن انگشت بود تا بریدن گلو.

  • حلق

    noun

    All right, sir,' the Englishman's voice responded somewhere in the inside of his throat.

    مرد انگلیسی با صدایی که از ته حلق درمی آمد، جواب داد: خوب است، قربان.

  • دهان

    noun

    I grunt and drive my left fist down the demon's throat.

    و مشت دست چپم را در دهان، به گلوی شیطان وارد میکنم.

  • ترجمه های کمتر

    • دهانه
    • حلقوم
    • گلوگاه
    • خرخره
    • خر
    • خشکنای
    • ولگ
    • گریبانگه
    • مدخل
    • (از داخل گلو) حرف زدن
    • (باریک) دهانه
    • (قدیمی) از گلو ادا کردن
    • جلو گردن
    • هر گذرگاه باریک
    • گلویی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " throat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "throat"

عباراتی شبیه به "throat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "throat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه