ترجمه "thump" به فارسی

تالاپ, تاپ, کوبش بهترین ترجمه های "thump" به فارسی هستند.

thump verb noun دستور زبان

(transitive) to hit (someone or something) as if to make a thump [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تالاپ

    Because that would really make a whole load of thumping noises.

    با این همه سر و صدا و تالاپ و تولوپ؟

  • تاپ

    I set perfectly still then, listening to my heart thump

    بیصدا مثل مرده نشسته بودم و به تاپ تاپ قلبم گوش میدادم.

  • کوبش

    and the hiss and thump of the approaching steamer was coming extremely near.

    و صدای کوبش آب به کشتی بخار نیز هر لحظه به آنها نزدیک و نزدیکتر میشد.

  • ترجمه های کمتر

    • زدن
    • ضربت
    • کوبیدن
    • گرمب
    • کوبه
    • دنگ
    • کوب
    • (باصدای تالاپ یا تاپ تاپ) زدن
    • (قلب) سخت تپیدن
    • تاپ تاپ کردن
    • صدای کوبش
    • ضربه (با چماق یا چوب دستی یا هر چیزی که تیز نیست)
    • ضربه سنگین
    • مشت کاری کردن
    • کتک زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thump " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "thump" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) بسیار بزرگ · تاپ تاپ کننده · تپنده · جانانه · ضربت · ضربه سنگین · کوبان · کوبشگر · کوبنده · گنده
  • (عامیانه) بسیار بزرگ · تاپ تاپ کننده · تپنده · جانانه · ضربت · ضربه سنگین · کوبان · کوبشگر · کوبنده · گنده
اضافه کردن

ترجمه های "thump" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه