ترجمه "thumping" به فارسی

(عامیانه) بسیار بزرگ, تاپ تاپ کننده, تپنده بهترین ترجمه های "thumping" به فارسی هستند.

thumping adjective noun verb دستور زبان

(informal) Exceptional in some degree. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (عامیانه) بسیار بزرگ

  • تاپ تاپ کننده

  • تپنده

  • ترجمه های کمتر

    • جانانه
    • ضربت
    • ضربه سنگین
    • کوبان
    • کوبشگر
    • کوبنده
    • گنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thumping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "thumping" با ترجمه به فارسی

  • (باصدای تالاپ یا تاپ تاپ) زدن · (قلب) سخت تپیدن · تالاپ · تاپ · تاپ تاپ کردن · دنگ · زدن · صدای کوبش · ضربت · ضربه (با چماق یا چوب دستی یا هر چیزی که تیز نیست) · ضربه سنگین · مشت کاری کردن · کتک زدن · کوب · کوبش · کوبه · کوبیدن · گرمب
اضافه کردن

ترجمه های "thumping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه